جديد بود، حال آن كه قديس توما (كاري به ديگران نداريم) مقدر بود كه كاملترين مظهر قرون وسطا، باشد.
مسلماً خلاقيت بيكن ــ مانند هر كس ديگر ــ محدود، و بيشتر شامل تنظيم و ترتيب مطالب به روش جديد بود، تا ابداعات تازه. مطالب را از همه جا اقتباس ميكرد، و تا حدود زيادي پيرو سنّتهاي فرانسيسيان آكسفورد بود. او هيچ پيرو واقعي نداشت و شهرتش در اثناي سدههاي چهاردهم و پانزدهم، به كندي فزوني ميگرفت؛ و بيشتر اين شهرت صرفاً جنبهٴ افسانهاي داشت. فقدان چاپهاي قديم از آثار او موٴيد نظر ماست در اين كه فضلا پيش از سدهٴ شانزدهم، تقريباً او را فراموش كرده بودند. نخستين اثر بيكن تازه در سال 1541 ـ 1542، منتشر شد؛ و مهمترين تأليفش در 1733.
3. آثار تاريخدار ــ كتابشناسي آثار بيكن مخصوصاً از اين لحاظ دشوار است كه او عادت داشت برخي از آنها را چندبار بازنويسي كند و مطالب و موضوعهاي معيني را بارها، در آثار مختلف مورد استفاده قرار دهد. براي منظور ما بهتر است كه آنها را به ترتيب موضوعي طبقهبندي كنيم، و برحسب موضوع و همراه با افكاري كه عرضه ميكنند، جداگانه مورد بررسي قرار دهيم. ولي پيش از اين كار، ارائهٴ فهرستي از آثار تاريخدار او به ترتيب زماني ما را در فهم تكامل فكري او ياري خواهد كرد.
حدود 1243 ــ رسالهٴ در باب پيري. احتمالاً پيش از 1236 آغاز شده؛ به نام پاپ اينوسان چهارم (1243 ـ 1254).
حدود 1236 ـ 1251 (احتمالاً در 1245 ـ 1247) ــ مسائلي در باب طبيعيات و مابعدالطبيعهٴ ارسطو، كتابالنبات و كتابالعلل.
حدود 1256 ـ 1266 ـ در باب آيينههاي سوزاننده (مراياي محرقه). در باب نيروهاي شگفتانگيز اشياي طبيعي (فصل 1 تا 6).
1263 ـ 1265 ــ حساب طبيعي.
پيش از 1266 ــ تأليف مجموعهٴ فلسفي را آغاز كرد. قسمتي از بخش مابعدالطبيعهٴ آن مسلماً در 1266، يا پيش از آن نوشته شده است.
1266 ـ 1267 ــ رسالهٴ كبير؛ همراه با رساله در باب تكثير انواع (شايد اندكي مقدم بر آن).
رسالهٴ صغير. رسالهٴ سوم.
1271 ــ مجموعهٴ مطالعات فلسفي.
حدود 1277 ــ رساله در اخترشناسي (پدر ماندونه آن را از بيكن دانسته، و ديگران از آلبرت كبير).
1292 ــ جامع مطالعات حكمت الهٰي، آخرين تأليف بيكن.